پایگاه مرکزی آموزش رسانه ای ثامن

امیدوارم در این وبسایت لحظه های خوب و خوشی را برای شما آرزو دارم

پایگاه مرکزی آموزش رسانه ای ثامن

امیدوارم در این وبسایت لحظه های خوب و خوشی را برای شما آرزو دارم

پایگاه مرکزی آموزش رسانه ای ثامن

این وبسایت توسط علی محمدمراغی وهمکاری سایر دوستان گروه ثامن جهت آموزش های عمومی وتخصصی وگفتگوهای جمعی تبادل نظرات و... برای علاقمندان راه اندازی شده است.

دنبال کنندگان ۱ نفر
این وبلاگ را دنبال کنید
نویسندگان

۱ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «شادی» ثبت شده است

شادی، یک هیجان مثبت و لذت بخش است که در گذار تکامل در بستر مغز پستاندارن حسابی جا خوش کرده است؛ بوی یک قرمه‌سبزی جاافتاده در ظهر روز تعطیل، عطر قهوه‌ای که از کافه‌ی کنج پیاده‌رو به مشام می‌رسد، گرمای دمنوش نعناع، معطر به بوی هل و دارچین، خنکی شیرینِ دو اسکوپ بستنی، یکی وانیلی و یکی شکلاتی، حس محکم دست‌های دوستی که وقت سلام، تَق تَق پشتت رو لمس می‌کند، نرمی گونه‌های مادر که وقت بوسه‌ی دیدار صورتت حس می‌کند، بادکش لُپ یه بچه‌ی خوردنی، یه دوش ولرم بعد از یک روز کاری سخت، دیدن یک رنگین کمان، شنیدن نوای دل‌انگیز آرشه رو سیم‌های ویولون یا زخمه‌های هیجان‌انگیز انگشت‌ها روی تارهای گیتار؛ می‌شود با این ورودی‌ها به‌ کانال‌های حسی، می‌شود با تحریک حواس، با دیدن، شنیدن، چشیدن، بوییدن و بساویدن لذت برد و شاد شد.
همه‌ی این‌ها عالی‌ست ولی انسان یک قشر مغز بیشتر تکامل یافته از مابقی گونه‌های پستاندار هم دارد که باعث می‌شود بیاندیشد، و همین خصوصیت خاص انسانی ماست که توان شاد شدنی به مراتب عمیق‌تر و پایدارتر از تحریکات حسی لحظه‌ای به ما می‌دهد. شکلات خیلی خوب است ولی برای این‌که احساس شادی ناشی از آن را حفظ کنیم باید سلامتی را کیش کنیم، و البته گاهی هم دیده شده مات! تحقیقات نشان می‌دهد ژرفت‌ترین و ماندگارترین خرسندی‌ها را کسانی تجربه می‌کنند که ارزش‌ها و فضیلت‌های انسانی خویش را پرورش می‌دهند؛ دانایی و خرد، عشق و محبت، جسارت‌ورزی و شجاعت، درون‌نگری و معنویت، نمونه‌هایی از بذرهایی هستند که در خاکستری حاصل‌خیز سلول‌های مغز ما منتظر دستان مهربان یک باغبان وفادار هستند تا روییدنشان را با نگاه مراقبه‌گرش حمایت کند، تا قد کشیده و درخت‌هایی شوند پر از میوه‌های شادمانی، شادمانی اصیل و درونی؛ اصیل از این‌رو که ویژگی منحصر به فرد انسانی ما را آشکار می‌سازند، و درونی از این منظر که ناوابسته به هیچ کس و هیچ‌چیزی برون از خود، بی‌تمنا هستند.