پایگاه مرکزی آموزش رسانه ای ثامن

امیدوارم در این وبسایت لحظه های خوب و خوشی را برای شما آرزو دارم

پایگاه مرکزی آموزش رسانه ای ثامن

امیدوارم در این وبسایت لحظه های خوب و خوشی را برای شما آرزو دارم

پایگاه مرکزی آموزش رسانه ای ثامن

این وبسایت توسط علی محمدمراغی وهمکاری سایر دوستان گروه ثامن جهت آموزش های عمومی وتخصصی وگفتگوهای جمعی تبادل نظرات و... برای علاقمندان راه اندازی شده است.

دنبال کنندگان ۱ نفر
این وبلاگ را دنبال کنید
نویسندگان

۱ مطلب با کلمه‌ی کلیدی ««رهبر باش» ثبت شده است

‌ داستان کوتاه و عمیق زیر رو با دقت بخوانید:
«رهبر باش، نه ره‌رو!»
روزى گوساله‌اى باید از جنگل بزرگ و سرسبزى مى‌گذشت تا به چراگاهش برسد. گوساله با بى‌درایتى، راه پُرپیچ و خم و پُرفراز و نشیبى را براى رسیدن انتخاب کرد. روز بعد سگى که از آنجا مى‌گذشت، از همان راهى که گوساله رفته بود، از جنگل گذشت.
مدتى بعد آن سگ که راهنماى گله بود، گله‌اش را وادار کرد تا از آن راه بروند. مدتى بعد انسان‌ها هم از این راه براى عبور و مرور خود استفاده کردند! مى‌آمدند و مى‌رفتند، به چپ و راست مى‌پیچیدند، بالا و پایین مى‌رفتند، شِکوه مى‌کردند و آزار مى‌دیدند.
مدتى بعد آن کوره راه تبدیل به جاده شد. حیوانات بیچاره زیر بارهاى سنگین از پاى مى‌افتادند و مجبور بودند راهى را که مى‌توانستند در عرض سى دقیقه طى کنند، سه ساعته بپیمایند، چون مجبور بودند همان راهى را بروند که گوساله گشوده بود!
سال‌ها گذشت و آن جاده، جاده اصلى یک روستا و بعد خیابان اصلى یک شهر شد. همه از مسیر این خیابان مى‌گذشتند و شکایت مى‌کردند، البته حق هم داشتند؛ اما هیچ‌کس سعى نمى‌کرد راه جدیدى باز کند!!
ــ این داستان مرا به یاد شعر زیبا و خاصى از شاعر معروف «پاراما هانسا یوگاناندا» انداخت:
«ترانه‌اى بخوان، که هیچ‌کسى نخوانده باشد.
فکرى بکن، که هیچ‌کسى در سر نپرورانده باشد.
به جاده‌اى قدم گذار، که هیچ‌کسى در آن گام ننهاده باشد.
اشکى بریز، که هیچ‌کسى براى خدا نریخته باشد.
صلح و آرامشى به افراد ببخش، که هیچ‌کسى به آنان نبخشیده باشد.
از او طلب کن تا تو را که در هیچ کجا پذیرا نیستند، بپذیرد.
همه را با عشقى که هیچ‌کس تا به حال احساس نکرده، دوست بدار و شجاعانه با قدرتى مهارناپذیر در نبرد زندگى، مبارزه کن.»