پایگاه مرکزی آموزش رسانه ای ثامن

امیدوارم در این وبسایت لحظه های خوب و خوشی را برای شما آرزو دارم

پایگاه مرکزی آموزش رسانه ای ثامن

امیدوارم در این وبسایت لحظه های خوب و خوشی را برای شما آرزو دارم

پایگاه مرکزی آموزش رسانه ای ثامن

این وبسایت توسط علی محمدمراغی وهمکاری سایر دوستان گروه ثامن جهت آموزش های عمومی وتخصصی وگفتگوهای جمعی تبادل نظرات و... برای علاقمندان راه اندازی شده است.

دنبال کنندگان ۱ نفر
این وبلاگ را دنبال کنید
بایگانی
نویسندگان

۹ مطلب در مرداد ۱۳۹۶ ثبت شده است

اقتصادان و یکی از نظریه‌پردازان که در حوزه اقتصاد عملی مشغول فعالیت است، در مصاحبه‌ای با دادن توضیحات در خصوص نظریه تورم حاد، شرایط امروز ایران را در این خصوص تشریح کرده است. وی بر این باور است، در اوضاع کنونی اقدامات دولت در راستای بد‌تر کردن وضعیت تورمی در ایران است. مصاحبه وی شامل نکاتی قابل توجه است که خواندن آن هر مخاطبی را به اندیشه وامی‌دارد.

به گزارش «تابناک»، استیو هنک یکی از اقتصاددانان مشهور در حوزه بین‌الملل است که بیش از هر چیز در خصوص نظریاتش در حوزه سیاست‌های پولی معروف است. وی یکی از بزرگترین مشاوران دولت‌هایی بوده است که در دهه‌های گذشته درگیر پدیده تورم حاد بوده‌اند.

بنابراین گزارش، به تازگی استیو هنک در محاسباتش، بر این باور است که هم‌اکنون تورم حاد اکنون در ایران شکل گرفته و سقوط ارزش ریال، نمایانگر بروز این پدیده در اقتصاد ایران است.

وی در این مصاحبه گفته که ایران سه گزینه برای فرار از شرایط پیش رو و  پایان دادن به وضعیت تورمی خود و کاهش ارزش پول ملی دارد.

در ادامه متن مصاحبه وی با مجله ایران ریویو می‌خوانید:

پرسش: با توجه به این که ایران آخرین کشوری است که در جدول تورم حاد هنک ـ کروز قرار گرفته، می‌شود درباره این جدول و شاخص‌های آن توضیح دهید؟ چگونه زمان آغاز و پایان تورم حاد را محاسبه کرده‌اید؛ یعنی زمانی که برای محاسبه دو برابر شدن قیمت‌ها، رشد تورم و مانند آن به دست داده‌اید؟

پاسخ: جدول تورم حاد هنک ـ کروز، همه کشورهایی را که در تاریخ دچار تورم حاد شده‌اند، رتبه‌بندی کرده است؛ این رتبه‌بندی بر پایه بیشترین نرخ تورم ماهیانه بوده است. این جدول بر پایه تعریف فلیپ کاگان از تورم حاد است که می‌گوید: تورم حاد، پدیده‌ای است که طی آن در یک ماه بهای مصرفی کالا‌ها، دست‌کم ۵۰ درصد رشد داشته باشد.

در نتیجه، تورم حاد در خصوص یک کشور هنگامی آغاز می‌شود که در یک ماه تورم آن کشور بیش از ۵۰ درصد باشد. زمانی که تورم به زیر ۵۰ درصد نزول کند و برای مدت یک سال در آن محدوده بماند، تورم حاد به پایان خود رسیده است؛ برای نمونه، مجارستان در سال ۱۹۴۵ تا ۱۹۴۶ دچار تورم حاد بود که نرخ تورم ماهانه در سال ۱۹۴۵ به بیش از ۵۰ درصد و در سال ۱۹۴۶ به پایین ۵۰ درصد رسید. برای دوازده ماه آتی، نرخ تورم همچنان زیر ۵۰ درصد بود در نتیجه تورم حاد این کشور در آگوست ۱۹۴۵ آغاز و تا جولای ۱۹۴۶ ادامه یافت.

یکی از معضلات عمده در تعیین تورم حاد یک کشور، اندازه و حد نهایی تورم ماهیانه است. برای نمونه در سال ۲۰۰۹، الکس کوک و بنده، بنا به محاسباتمان به این نتیجه رسیدیم که در سال ۲۰۰۸، کشور زیمبابوه رشد نرخ تورم ماهیانه‌ای برابر با ۷.‌۹۶ * ۱۰^۱۰% داشته است.

درک این عدد مسلما مشکل است. در نتیجه من و نیک کروز تصمیم گرفتیم تا معادل نرخ تورم روزانه و زمانی را که لازم است تا قیمت‌ها به دو برابر افزایش پیدا کنند، نیز در جدول بگنجانیم. در نتیجه مشخص کردیم که زیمبابوه در اواسط نوامبر ۲۰۰۸ تورم روزانه‌ای برابر با ۹۸% را تجربه کرده است؛ یعنی قیمت‌ها هر روز و درواقع هر ۲۴.‌۷ ساعت دو برابر می‌شدند.

پرسش: یکی از مفسران اقتصادی در روزنامه دیلی تلگراف انگلیس، اشاره کرده است که تنها راه خروج از پدیده تورم حاد، تطبیق و به‌کارگیری یک پول جدید است، زیرا افراد اصولا اعتماد خود را به پول رایج از دست می‌دهند. آیا شما با این امر موافقید؟ لطفا توضیح دهید.

پاسخ: خب، باید بگویم که مفسر اقتصادی تلگراف، این مطلب را بر مبنای مصاحبه‌ای که با خود من انجام داده، گفته است. درواقع، بنده، بیش از هر اقتصاد‌دان دیگر در پایان دادن به پدیده تورم حاد در کشور‌ها نقش داشته‌ام؛ ده مورد از ۵۷ مورد تاریخی مندرج در جدول، درواقع، سه راه برای پایان دادن به پدیده تورم حاد وجود دارد.

نخستین راه، «دلاری کردن» خود به خودی دارایی‌هاست که طی آن افراد در یک کشور که دچار تورم حاد است، با فرار از پول رایج ـ که به شدت و سرعت در حال کاهش ارزش است ـ مجموع دارایی‌های خود را به دیگر ارزهای باثبات خارجی تبدیل می‌کنند، که الزاما دلار آمریکا نیست. در زیمبابوه در سال ۲۰۰۸ یک چنین اتفاقی افتاد و با عمیق‌تر شدن کاهش ارزش پول رایج، هر روز افراد بیشتری اقدام به تبدیل دارایی‌ها به دلار آمریکا می‌کردند تا اینکه سرانجام در سال ۲۰۰۹ بانک مرکزی زیمبابوه کاملا دلار این کشور را از اقتصاد به در آ‌ورد.

راه دوم، مطابقت هماهنگ شده با یک ارز خارجی است که به عنوان «دلاری کردن» رسمی دانسته می‌شود. این سناریو در کشور اکوادور به خوبی پیاده سازی شد. در آنجا من خودم یکی از مدافعان دلاری کردن بودم. البته اکوادور دچار تورم حاد نبود؛ اما پول رایج این کشور یعنی سوکر، در سال ۱۹۹۹ ۷۵% درصد ارزش خود را در قبال دلار آمریکا از دست داده بود. پس از آنکه این کشور سوکر را کنار گذاشت، تورم به یکباره و غیر منتظره کاهش پیدا کرد و شاخص‌های اقتصادی از منفی به سمت مثبت حرکت کردند.

راه سوم برای پایان دادن به تورم حاد، کاربست یک مقررات پولی با نرخ ارز ثابت است که به عنوان مدیریت ارزی تلقی می‌شود. بر پایه یک مدیریت ارزی سفت و سخت، پول داخلی، توسط یک ارز باثبات خارجی همچون دلار یا لیره استرلینگ، پشتیبانی می‌شود. بر این اساس، مدیریت ارزی، پول داخلی را با یک نرخ ثابت در قبال ارز پشتیبان، تبدیل می‌کند و این کار با مبنا قرار دادن پول رایج یا کاربست پول جدید در اقتصاد شدنی است. در هر صورت پول رایج، تبدیل به یک نمونه کامل از ارز پشتیبان خواهد شد.

بنده خود در راستای ایجاد یک سیستم مدیریت ارزی در کشورهای آرژانتین، بوسنی، استونی، لیتوانی و بلغارستان کمک کردم. همه این کشور‌ها پس از پیاده کردن مدیریت ارزی، کاهش تورم و رشد مداوم اقتصادی را تجربه کردند.

پرسش: آیا می‌توان گفت، تحریم‌های ناعادلانه به کاهش ارزش پول ملی ایران و ایجاد تورم در این کشور منجر شده و این که تحریم‌ها چگونه پول ملی ایران را تحت تأثیر قرار داده است؟

پاسخ: عوامل بسیاری ـ داخلی و خارجی ـ در کاهش ارزش ریال دخیل بوده است. یک توضیح نصفه و نیمه این که تحریم‌ها منجر به شوک عرضه‌ای در اقتصاد ایران شده که بر پایه آن عرضه بسیاری از کالا‌ها کاهش یافته و منجر به افزایش بهای کالا‌ها شده است. اما باید گفت، سیستم پیچیده یارانه‌ها در ایران، کنترل شدید سرمایه و نظام ارز چند نرخی این تأثیر را در بازارهای متفاوت تشدید کرده و گاه اثرات تورمی را افزایش داده است؟

اما عوامل بسیار دیگری نیز در بروز پدیده تورم حاد در ایران دخیل هستند. تقریبا در هر نمونه از تورم حاد یک عامل مشترک وجود دارد: انتشار بیش از اندازه پول. می‌دانیم که ایران تاریخ طول و درازی در گسترش و افزایش پایه پولی خود دارد؛ ولی متأسفانه داده‌های لازم برای تعیین عوامل پولی دخیل در تورم حاد ایران به آسانی در دسترس نیست. بانک مرکزی ایران برای مدت زمان زیادی است که گزارش‌های آماری مربوط به این موارد را منتشر نکرده است.

این نبود اطلاعات، شفافیت و اعتماد منجر به کاهش شدید تقاضا برای ریال شده است. با هر درجه از کاهش ارزش ریال، فروش آن نیز افزایش یافته است. به دنبال این وضع، افزایش شدید نرخ دلار در بازار موازی آمده است که منجر به یک تورم ناگهانی شده است.

پرسش: گویا یکی از دلایل کاهش شدید ارزش ریال در ایران، ناشی از عملیات روانی است که علیه آن صورت گرفته است. رسانه‌های غرب و اسرائیلی اغلب درباره احتمال بروز یک جنگ با ایران خبر داده‌اند و این امر به طریقی منجر به ایجاد اخلال در اقتصاد ایران شده است. آیا شما با این امر موافقید؟

پاسخ: در جایی که انتظارات مصرف کنندگان بر بهای کالا‌ها تأثیر‌گذار است، من با این فرض موافقم. ترس از اقدامات نظامی چیز جدیدی در ایران نیست؛ اما آنچه امروز در ایران می‌بینیم، یک ترس اقتصادی است. امروز ایرانیان نگران این امر هستند که تورم و ریال در حال سقوط، دارایی‌های آن‌ها را به نابودی بکشاند و توان آن‌ها را برای مصرف در آینده از ایشان بگیرد. برای مبارزه با این امر، آن‌ها اقدام به تبدیل دارایی‌هایشان به ارزهای باثبات (دلار آمریکا) و دارایی‌هایی نظیر طلا و فلزات گرانبها و همچنین املاک می‌کنند. این امر بازتاب خود را در افزایش بهای املاک و کاهش ارزش ریال در برابر دلار نشان می‌دهد.

افزون بر این، اکنون ایرانیان در پی انبار کردن محصولات بر پایه نیازشان هستند. این امر در پی انتظار برای افزایش بها در آینده، تقاضا برای کالا‌ها را افزایش داده است و فشاری برای افزایش قیمت‌ها به دنبال دارد. همان گونه که پیشتر گفتم، اکنون عرضه کالا‌ها نیز کاهش یافته است. در نتیجه ایران اکنون شاهد دو پدیده همزمان افزایش تقاضا و کاهش عرضه روبه‌روست که عاملی برای افزایش قیمت‌ها و مثلا تورم حاد است.

پرسش: آیا ارتباطی خاص میان تورم حاد و نوسانات نرخ ارز وجود دارد؟ دولت اعلام کرده که نرخ ارز رسمی را برای واردات کالاهای اساسی در نظر گرفته و برای سایر واردات وارد کنندگان باید از نرخ ارزی نزدیک به نرخ بازار آزاد استفاده کنند؛ آیا این می‌تواند علتی برای تورم حاد در ایران باشد؟

پاسخ: داستان تورم حاد در ایران مبتنی بر واگرایی و انشعاب نرخ ارز رسمی و بازار آزاد است؛ به این معنا که ارزش واقعی ریال بسیار پایین‌تر از آن چیزی است که دولت ادعا می‌کند. هرچند دولت با ارائه ارز دولتی به برخی از کالا‌ها، درواقع یارانه‌ای به آن‌ها می‌دهد، واقعیت آن است که اکنون ریال بسیار پایین‌تر از ارزش آن در سال ۲۰۱۰ است. در نتیجه اکنون مصرف کنندگان باید ریال بیشتری برای مصرف مقدار مشابهی از کالا‌ها پرداخت کنند و به دنبال آن قیمت‌ها افزایش یافته است.

این به آن معناست که کاربست اخیر نظام چند نرخی، خود موجباتی برای نگرانی است. این کار اشتباه برای کنترل هر چه بیشتر بر بهای کالاهای داخلی و مبارزه با تورم شکست خورده و همچنان در حال شکست خوردن است. نظام ارز چند نرخی ایران، منجر به بهای کاذب می‌شود که خود اقتصاد این کشور را به انحراف می‌برد. در نتیجه هر گونه نوسان در نرخ ارز بازار آزاد ـ و به تبع در سطح عمومی قیمت‌ها ـ با درجات متفاوت و در کالاهای متفاوت تشدید می‌شود. نتیجه نهایی آن است که مصرف کننده ایرانی دچار سرگیجه و بی‌اعتمادی می‌شود که خود، همان گونه که می‌بینیم، منجر به ترس و کاهش بیشتر ارزش ریال و بروز تورم حاد می‌شود.

پرسش: چه راهکاری برای وضعیت کنونی که ایران دچار آن شده است، وجود دارد؟ آیا نمونه مشابهی از این شرایط هست که کشوری که به بن بست رسیده، با راهکارهای سیاستمداران و دولتمردان از خطر نجات یافته باشد؟ برای ایران چگونه ممکن است تا از این شرایط نجات پیدا کند؟

پاسخ: من سه راهکار برای برون رفت از تورم حاد پیشنهاد داده‌ام: دلاری کردن خود به خودی، دلاری کردن رسمی و در پیش گرفتن یک مدیریت ارزی؛ گویا، در کوتاه مدت دولت ایران هیچ کدام از این راهکار‌ها را در دستور کار خود ندارد. درواقع، اکنون دولت در ایران در حال بد‌تر کردن شرایط و تأثیرات سقوط ارزش ریال است.

اقتصاد ایران برای سال‌ها به وسیله انحصار دولت، نظام کنترل قیمت‌ها و طرح اقتصادی شبه شوروی، آسیب دیده است. در نتیجه، ایران همواره تورم افزایشی را تجربه کرده است و نتوانسته از ظرفیت‌های رشد اقتصادی خود بهره گیرد.

در نتیجه راهکار بحران اقتصاد ایران از مسیر دولتمردان و سیاستگذاران نمی‌گذرد، بلکه باید از مسیر بازار آزاد و رقابتی بگذرد.

رهبرانقلاب:
کسی که وقتی کشور اسلامی مورد تهدید است،آماده دفاع از ارزشها و پرچم برافراشته اسلام است،میتواند ادعا کند اگر امام زمان بیاید،پشت سر ایشان در میدانهای خطر قدم خواهد گذاشت.

عکس رهبر

کار فی‏ نفسه مهم است؛

اما امروز به دو دلیل اساسی کار و کارآفرینی مهمتر از همیشه است. این که گفتند کاردراسلام مهم است،خب این همه روایات فراوانی از ائمه (علیه السّلام) در اهمیت کار، در فضیلت‏ کار وارد شده که این کارهائی که شما ذکر کردید، نمونه‏ هائی از همین چیزی است که مورد فضیلت‏ است، که حالا من این روایت را اینجا یادداشت کردم: «من یعمل یزدد قوّه و من یقصّر فی العمل یزدد فتره»؛ کار که بکنید، نیروی کار هم افزایش پیدا میکند. خاصیت کار، کاهش نیست، افزایش است؛ افزایشِ خودِ نیروی کار، نه محصول کار. خب، محصول کار که معلوم است افزایش پیدا میکند وقتی کار کردید، کار یک محصولی دارد.
 اما در این روایت، امیرالمؤمنین (علیه ‏السّلام) میفرماید که وقتی کار کردید، قدرت کار و نیروی کار هم افزایش پیدا میکند. «و من یقصّر فی العمل»، کسی که در کار کردن کوتاهی کند، تقصیر بکند، «یزدد فَتره» یا «فِتره»، فتور و سستی او افزایش پیدا میکند. این مال شخص فقط نیست؛ این «مَن» که فرمود: «من یعمل»، معناش فقط این نیست که هر کسی این کار را بکند؛ خب، این روی اشخاص نیست، روی جوامع هم هست: هر ملتی، هر جامعه‏ای. هرچه کار بکنید، نیروی کارتان بیشتر میشود. هرچه تحرک انسان داشته باشد، نشاط حرکتش بیشتر میشود. این خب، مال کار است که در اسلام درباره‏ ی کار این همه حرف هست، که از جمله حالا این روایت را من اینجا خواندم. لکن امروز گفتیم به دو دلیل کار و طبعاً کارآفرینی اهمیت بیشتری دارد.
دلیل اولش این است که:
ما در یک برهه‌ای هستیم که آماده‌ی جهشیم؛ ما امروز آماده‌ی جهش در پیشرفتیم. مسئله‌ی ما امروز فقط مسئله‌ی حرکت به جلو نیست. شرایط کشور به گونه‌ای شده که این ملت میتواند یک حرکت عظیم، یک جهش در پیشرفت برای خودش به وجود بیاورد. چرا؟
 اولاً زیرساختهای زیادی آماده شده؛ علم در کشور بالا رفته؛ مدیریتهای قوی به وجود آمده است. یکی از مشکلات ما در گذشته‌ها، نبودن مدیریتهای قوی و سالم در کشورمان بوده. امروز ما تجربه‌ی یک مدیریت انقلابىِ قوىِ سی ساله داریم. پس این یک زیرساخت است. زمینه‌های کار فراهم شده است؛ امید به پیشرفت زیاد شده است. وقتی میآیند میگویند ما داروئی را در کشور ساختیم که همه‌ی دنیا به آن احتیاج دارند، همه‌ی دنیا هم به آن مبتلا هستند، هیچ کدام از مراکز علمی دنیا هم هنوز آن دارو را نتوانستند بسازند، ما توانستیم بسازیم، این خب، امید میدهد به جوان ما. وقتی که ملت مشاهده میکند که ما بدون اینکه یک کشور پشتیبانی داشته باشیم، توانسته‌ایم از درون خودمان دانش هسته‌ای را رشد بدهیم، فوران بدهیم، به پیشرفت برسانیم، خب جوان امیدوار میشود.
دلیل دومِ ما که :
امروز کار برامان مهم است، کارآفرینی مهم است، این است که ما امروز در مقابل یک فشار جهانی قرار داریم. دشمنی وجود دارد در دنیا که میخواهد با فشار اقتصادی و با تحریم و با این کارهائی که شماها میدانید، سلطه‌ی اهریمنی خودش را برگرداند به این کشور. هدف این است. یک کشور به این خوبی، با این همه منابع، منابع طبیعی، با این موقعیت سوق‌الجیشی، با همه‌ی امکانات، زیر نگین یک قدرتی در دنیا بوده؛ یک روز انگلیسها بودند، یک روز آمریکائیها بودند در واقع نظام سلطه، دستگاه سلطه، امپراتوری سلطه حالا آمریکا یک گوشه‌ای از این امپراتوری است اینها مسلط بودند بر این کشور؛ انقلاب دست اینها را کوتاه کرده. سلطه میخواهد برگردد به این کشور. همه‌ی این تلاشها برای این است. مسئله‌ی انرژی هسته‌ای بهانه است. آن کسانی که خیال میکنند اگر ما مسئله‌ی انرژی هسته‌ای را حل کردیم، مشکلات حل خواهد شد، خطا میکنند. مسئله‌ی انرژی هسته‌ای را مطرح میکنند، مسئله‌ی حقوق بشر را مطرح میکنند، مسائل گوناگون را مطرح میکنند، که اینها بهانه است. مسئله، مسئله‌ی فشار است، میخواهند یک ملت را به زانو در بیاورند؛ میخواهند انقلاب را زمین بزنند. یکی از کارهای مهم همین تحریم اقتصادی است. میگویند ما طرفمان ملت ایران نیست! دروغ میگویند؛ اصلاً طرف، ملت ایران است. تحریم برای این است که ملت ایران به ستوه بیاید، بگوید آقا ما به خاطر دولت جمهوری اسلامی داریم زیر فشار تحریم قرار میگیریم؛ رابطه‌ی ملت با نظام جمهوری اسلامی قطع بشود. هدف اصلاً این است. البته ملت ما را نمیشناسند؛ مثل همه‌ی موارد دیگر محاسباتشان غلط اندر غلط است. از نظر نظام سلطه، گناه بزرگ ملت ایران این است که خودش را از زیر بار سلطه آزاد کرده. میخواهند مجازات کنند به خاطر این گناه، که چرا خودت را از زیر بار سلطه، ای ملت! آزاد کرده‌ای. این ملت راه را پیدا کرده. اصلاً محاسباتشان اشتباه است؛ نمیفهمند چه کار باید بکنند و چه کار دارند میکنند. خب، اما فشار می‌آورند؛

حضرت سیدعلی خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار جمعی از خانواده‌های شهدای مدافع حرم و شهدای مرزبانسخن امام خمینی، با تأکید بر اینکه شهدا حق حیات بر این کشور دارند و همه مردم و مسئولان باید خود را زیر بار منت شهدا و خانواده شهدا بدانند، به سخنان خصمانه و تهدیدآمیز اخیر مقامات امریکایی اشاره کردند و با گزافه خواندن آن، گفتند: دولتمردان امریکایی از ابتدای پیروزی انقلاب همواره به دنبال تغییر نظام جمهوری اسلامی بوده اند اما نخواهند توانست به ملت ایران سیلی بزنند بلکه این ملت است که به آنها سیلی خواهد زد.

حضرت آیت الله خامنه ای در ابتدای این دیدار، مفهوم «شهادت» را مقوله‌ای عمیق و دارای معانی بلند و یک معامله پرسود با خداوند متعال خواندند و افزودند: شهادت یک «مرگ تاجرانه» است و در این معامله، خداوند جان انسان را که ضایع‌شدنی و از بین‌رفتنی است، در مقابل سعادت ابدی خریداری می‌کند و شهید به مقامی می‌رسد که قدرت شفاعت پیدا می‌کند.
ایشان، صبر و استقامت خانواده شهدا در مصیبت از دست دادن نزدیک‌ترین افراد خود را، یک ارزش بسیار والا دانستند و خاطرنشان کردند: عوامل اصلی حفظ انقلاب اسلامی و قدرت آن، مفاهیم و ارزشهای عظیمی همچون «شهادت، جهاد و صبر و استقامت خانواده های شهدا» است و دشمن تلاش دارد تا این ارزشها را از جامعه بگیرد و متأسفانه برخی نیز در این چارچوب قلم‌فرسایی می‌کنند.
رهبر انقلاب اسلامی با اشاره به بقای نظام اسلامی با وجود مواجهه با دشمنی های سخت، گفتند: گزافه‌گویی‌های رئیس جمهور امریکا موضوع جدیدی نیست زیرا نظام اسلامی از ابتدا با توطئه های گوناگونی مواجه بوده است اما بدخواهان ملت ایران هیچ غلطی نتوانسته اند بکنند.
حضرت آیت الله خامنه ای تأکید کردند: آن زمانی که نظام اسلامی یک نهال تازه‌روییده و نحیف بود، نتوانستند به آن آسیبی برسانند، چه برسد به اکنون که این نظام به یک درخت تناور تبدیل شده است.
ایشان با اشاره به سخنان اخیر مقامات امریکایی مبنی بر تلاش برای تغییر نظام اسلامی خطاب به آنها گفتند: در طول ۳۸ سال گذشته، چه زمانی بوده که شما نمی خواستید نظام اسلامی را تغییر دهید، اما همواره سرتان به سنگ خورده است و از این پس هم همین‌گونه خواهد بود.
رهبر انقلاب اسلامی، مقامات جدید کاخ سفید را بی‌تجربه و تازه‌کار خواندند و تأکید کردند: این افراد بی‌تجربه، ملت و مسئولان ایران را نشناخته اند و هنگامی که تو دهنی بخورند، آن زمان متوجه خواهند شد، حساب و کتاب چیست!
حضرت آیت الله خامنه ای افزودند: سردمداران امریکا، از ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی در تلاش برای ساقط کردن نظام جمهوری اسلامی ایران بودند، اما کسانی که چنین حسرتی داشتند، این آرزو را به گور بردند و از این پس نیز همین‌گونه خواهد بود.
ایشان تأکید کردند: همه اعم از دشمنان، دوستان با اخلاص و دوستانی که برخی مواقع دلشان می لرزد، بدانند جمهوری اسلامی مستحکم و با اقتدار کامل ایستاده و دشمنان نمی توانند به ملت ایران سیلی بزنند بلکه ملت به آنها سیلی خواهد زد.
رهبر انقلاب اسلامی با تأکید بر اینکه ارزش شهدا باید در جامعه معلوم باشد، در تجلیل از نقش شهیدان مدافع حرم گفتند: اگر شهیدان مدافع حرم نبودند، امروز باید با «عناصرِ فتنه‌گر، خبیث و دشمن اهل‌بیت(ع)» در شهرهای ایران می‌جنگیدیم، زیرا آنان قصد داشتند از مرزهای عراق وارد ایران شوند اما جلوی آنها گرفته شد و تار و مار شدند و اکنون نیز در عراق و سوریه به‌طور کامل در حال ریشه‌کن شدن هستند.
حضرت آیت الله خامنه‌ای، امنیتِ کنونی کشور را مرهون مدافعان حرم و مدافعان مرزهای ایران دانستند و افزودند: امنیت مرزها و شهرهای کشور به برکت تلاشهای مرزدارانی است که با همه وجود از ایران دفاع، و همچنین از ورود مواد مخدر جلوگیری می‌کنند، البته این تلاشها به‌خوبی دیده نمی‌شود و مرزداران و شهدای مرزی، مظلوم هستند.
ایشان، شهیدانِ فعالیت‌های امنیتی و اطلاعاتی را از جمله دیگر فداکاران در تأمین امنیت و جلوگیری از اقدامات تروریستی و کشته‌شدن مردم بی‌گناه خواندند و گفتند: خدمت به کشور فقط تأمین آب و نان نیست بلکه بالاتر از آن، تأمین امنیت است و شهیدان و مدافعان حرم و مرزها و شهرهای کشور، با تأمین امنیت، حق حیات بر گردن کشور دارند.
حضرت آیت الله خامنه‌ای با تأکید بر لزوم قدردانی از شهیدان و خانواده‌های آنان، خاطرنشان کردند: همه زیر بار منت شهیدان هستیم و هر کس در جهت فراموش شدن یاد شهیدان یا اهانت و بی‌اعتنایی به خانواده‌های آنان کاری انجام دهد، در واقع به کشور خیانت کرده است.

بیشترِ انسانهایِ بالغ و باهوش و توانمندِ دنیا خیلی زود میاموزند که با نداشته هاشون کنار بیایند یا سر خودشون رو گرم کنند تا متوجه چیز هایی که از دست میرود نشوند عاقل تر هاشون یاد میگیرند  سوگواری کنند ، درس بگیرند و عبور کنند این یکی از بهترین مهارت هاییست که باهوش تر هارو از بقیه متمایز میکنه و باعث میشه سالها درگیر با ، از دست رفته هاشون نمونند. در واقع آدمهایِ باهوش میتونن بدونِ بیشتر چیز ها در دنیا به زندگیشون ادامه بدهند، خودکشی نکنند و دیگران رو هم به کشتن ندهند. و قدرت انطباق با شرایط، جزو فاکتور های مهم و اصلیِ ارزیابی هوش است.امااین مهارت در کنار خوبیهاش یک دام هم به همراه دارد دام سِر شدن دامِ به راحتی از دست دادن و
مراقِب چیز هایِ گرانبهایِ زندگی نبودن. شاید خیلی هاتون سریالِ گری آناتومی رو دیده باشید
طبیعی ست به عنوان یک ان تی مِرِدیت رو دوست داشته باشم. در یک قسمت از سریال،مِرِدیت به رابطه ای که کاملا منطقی تمومش کرده باز میگرده و دیالوگ زیبایی میگه که دوسش دارم:
رو به دوستش میگه:
"تنها به این خاطر که ما توانمندیش رو داریم که بدون داشتن چیزی یا کسی، به زندگیمون ادامه بدیم
دلیل نمیشه که این کار رو انجام بدیم." باهوش تر ها در معرضِ از دست دادن چیزهایِ خوب بیشتری هستند به خاطر این مهارتِ سوگواریشون.
مراقبِ دوستایِ خوبمون ، لحظه هایِ خوبمون و داشته هایِ خوبمون باشیم، حتی اگه میتونیم بدونِ اونها هم به زندگیمون ادامه بدیم.

وقتی وارد محل کارتان می‌شوید، این‌که در چند دقیقه‌ی ابتدایی چه کارهایی انجام می‌دهید، اثر خیلی مهمی روی ۸ ساعتی که پیش روی شماست، دارد.
مثلا اگر دیر به محل کار برسید یا همان اول خودتان را درگیر فضای مجازی و ده‌ها ایمیل کنید، باقی روز سخت‌تر روی کارتان تمرکز می‌کنید و بازدهی پایین‌تری دارید. در این‌جا ، 8 توصیه برای شما گرد آوردی‌ایم که با انجام آن‌ها در چند دقیقه‌ی ابتدایی روز کاری‌تان، ساعت‌های مفیدتر و بهتری را سپری خواهید کرد.
۱. دیر نرسید.
شما اگر دیر برسید، قبل از این‌که ساعت کاری بخواهد آغاز شود، همه چیز را خراب کرده‌اید. دقت کنید که رییس، کسانی که دیر به محل کار می‌رسند را افراد بی‌مسوولی می‌بیند و امتیاز کم‌تری برای آن‌ها قایل می‌شود. حتا اگر برای اضافه‌کاری بمانید هم آن تاخیر و تصویر ذهنی ساخته‌شده جبران نمی‌شود. عادلانه نیست ولی باید قبول کنید که حقیقت همین‌طور است. پس تا می‌توانید سر موقع یا حتی زودتر در محل کارتان حاضر باشید.
۲. به همکاران‌تان سلام کنید.
کافی است مدت کوتاهی وقت بگذارید و با همکاران‌تان سلام و احوا‌پرسی گرمی داشته باشید. رییسی که وارد می‌شود و سلام نمی‌کند، تمام تکنیک‌های مدیریتی‌اش را، هر قدر هم عالی باشند، زایل کرده است. چون از مهارت‌های تعاملی بی‌اطلاع است. حتی اگر مدیر هم نباشید، باید در ابتدای روز یخ را بشکنید و خودتان را به عنوان یک فرد در دسترس و پذیرا معرفی کنید؛ نه کسی که در قالب سکوت، خود را از دیگران جدا می‌کند.
۳. چای/ قهوه نخورید.
افرادی که عادت دارند در ابتدای روز حتما قهوه یا چای بخورند، اگر در خانه وقت نکنند، مطمئنا به محض رسیدن به محل کار اول سراغ چای یا قهوه را می‌گیرند. مطالعات نشان داده که بهترین زمان برای صرف این نوشیدنی‌ها، حوالی ۹:۳۰ صبح است. چون در این زمان هورمون استرس یا همان کورتیزول که انرژی را تعریف می‌کند، حوالی ۸ و ۹ صبح به اوج خود می‌رسد. وقتی در این زمان چای و قهوه می‌خورید، ترشح کورتیزول کاهش پیدا می‌کند و بیش‌تر وابسته به دریافت کافیین می‌شود. در حالی که در حالت طبیعی، کورتیزول حدود ساعت ۹:۳۰ کاهش پیدا می‌کند و باید با نوشیدن چای و قهوه جبران شود.
۴. به تمام ایمیل‌های‌تان جواب ندهید.
وقتی پشت میزتان نشستید، مسلما وسوسه می‌شوید که تمام پیام‌های دریافتی را باز کنید و به آن‌ها جواب بدهید. اما راه صحیح این است که در ده دقیقه‌ی ابتدایی کار، یک نگاه کلی روی ایمیل‌های‌تان بیندازید و فقط آن‌هایی که مهم‌تر هستند را شناسایی کنید. چک کردن ایمیل از آن قبیل کارهایی است که شاید مهم به نظر برسد ولی جزو اولویت‌ها نیست و نباید در ابتدای روز صورت بگیرد.
۵. بدون داشتن یک برنامه کار را شروع نکنید.
قبل از این‌که کار را شروع کنید، ببینید که هدف‌تان چیست و چه برنامه‌ای برای پیش‌برد آن روز دارید. نگاهی به تقویم و برنامه‌ها بیندازید و اولویت‌های‌تان را بررسی کنید. باید همین ابتدا از جلسه‌ها، کنفرانس‌ها و تماس‌هایی که در طول روز خواهید داشت، باخبر باشید.
۶. کار آسان‌تر را اول انجام ندهید.
تحقیقات نشان داده همین‌طور که روز سپری می‌شود، میزان انرژی و قدرت اراده‌ی انسان تحلیل می‌رود. پس لازم است تا کارهای مهم‌تر را در همان ابتدا که انرژی بیش‌تری دارید، به انجام برسانید. بعضی‌ها در توصیف این کار می‌گویند: “قورباغه‌ات را قورت بده.” که این در واقع یک نقل قول از «مارک تواین» (Mark Twain) است که می‌گفت: “اول هر صبح یک قورباغه‌ی زنده را قورت بده؛ باقی روز هیچ چیز بدتری برای تو اتفاق نمی‌افتد.”
۷. چند کار را به طور هم‌زمان انجام ندهید.
انسان چون در ابتدای روز انرژی زیادی دارد، فکر می‌کند که قادر است در آن واحد صد کار را انجام بدهد. اما تحقیقات نشان داده که انجام هم‌زمان چند کار، بازدهی کلی را پایین می‌آورد. بهتر است در هر لحظه روی یک کار تمرکز کنید، چون در صورت نداشتن این برنامه‌ریزی تمام روزتان هدر می‌رود.
۸. روی فکرهای منفی تمرکز نکنید.
شاید اول صبح مطلبی خواند یا شنیده باشید که ناراحت‌تان کند یا فکرتان را به خودش مشغول کند. شاید شب قبل، دعوا و سر و صدایی داشتید و از این بابت خلق‌تان تنگ است. اجازه ندهید که آن تجربه‌ها حواس شما را پرت کنند یا خللی در کارهای امروزتان ایجاد کنند. در ذهن‌تان آن افکار را در یک جعبه قرار بدهید و در آن را ببندید، تا زمانی که از کار فارغ شوید و بتوانید دوباره برای حل و فصل کارها وقت بگذارید.

روزی امتحان جامعه شناسی ملل داشتیم استاد سر کلاس آمد و میدانستیم که ۱۰ سئوال از تاریخ کشور ها خواهد داد.
دکتر بنی احمد فقط ۱ سئوال داد و رفت:
مادر شخصی از چه نظر در تاریخ معروف است......؟
از هر که پرسیدم نمیدانست.
تقلب آزاد بود چون ممتحنی نبود، اما براستی کسی نمیدانست.
همه ۲ ساعت نوشتیم از صفات برجسته این مادر از شمشیر زنیش، از آشپزی برای سربازان، از بر پا کردن خیمه ها در جنگ، از عبادت هایش و......
استاد بعد ۲ ساعت آمد و ورقه ها را جمع کرد و رفت.
۱۴ تیر برای جواب آزمون امتحان تاریخ ملل رفتیم در تابلو مقابل اسامی همه نوشته شده بود با خط درشت مردود.
برای اعتراض به ورقه به سالن دانشسرا رفتیم استاد آمد گفت کسی اعتراض دارد؟
همه گفتیم: آری
گفت: خوب پاسخ صحیح را چرا ننوشتید؟
پرسیدیم پاسخ صحیح چه بود؟
استاد گفت: در هیچ کتاب تاریخی نامی از مادر شخصی  برده نشده پاسخ صحیح "نمیدانم بود".
همه پنج صفحه نوشته بودید اما کسی شهامت نداشت بنویسد: "نمیدانم"
️ملتی که همه چیز میداند ناآگاه است بروید با کلمه زیبای نمیدانم آشنا شوید، زیرا فردا روز گرفتار نادانی خود خواهید شد.

ایده جدید را با تیمی قوی آغاز کنید
 اکثر مردم فکر می کنند باید ایده خارق‌العاده ای داشته باشند که آنها را ثروتمند کند. برای همین اگر ایده ای به ذهنشان برسد آن را به هیچ کس نمی گویند تا کسی آن را ندزدد.
اما معمولا ایده ای که مردم فکر میکنند خیلی خاص است قبل از آن به ذهن خیلی ها رسیده ولی آنها هم مثل او آن را مخفی کرده اند تا یک روز انجامش دهند.
 هرچند ایده هم میتواند مهم باشد اما از ایده تا عمل راه درازی است و خیلی ها معتقدند ایده آنقدرها هم مهم نیست، اجرای ایده مهم است.
فیسبوک را نگاه کنید. مارک زاکربرگ که جوان ترین میلیاردر جهان شد، آیا ایده جدیدی ارائه کرد؟ خیر... قبل از اوهم شبکه های اجتماعی دیگری مثل اورکات وجود داشت ولی فیسبوک ایده اولیه را گرفت و خیلی خوب اجرا کرد و آن را بهبود داد.
شاید شما هم ایده هایی داشتید که ناگهان دیدید شخص دیگری آن را اجرا کرده...
 در این دام گرفتار نشوید و اگر ایده ای دارید، آم را اجرا کنید و در این کار یک تیم فوق العاده را دور هم جمع کنید تا به بهترین نحو کار را انجام دهند.
بجای نگرانی راجع به سهمتان از یک کیک کوچک، یک کیک بزرگ بسازید و آن را با تیم تان شریک شوید

اصل اول زندگی موفق = توجه به گذر عمر؛

زندگی ما کوتاه است، پس با  دقت از لحظه لحظه آن لذت ببر
شرایط کاری، رکود بازار و ... اینها بهانه هستند؛ پس به دنبال راه حل باشید.
شرایط سخته اما من از آن سخت ترم؛رقبا سرسختن اما من از اونها سرسخت ترم
جایی ماهی گیری کنید که ماهی باشد!
اگر می خواهید کوسه شکار کنید باید به سراغ اقیانوس بروید.از ماهی گیری در جوی آب چیزی نصیب شما نمی شود
واقعیت این است که:
ثروتمند شدن هیچ ارتباطی با شانس، بخت و اقبال ندارد. آنچه عین حقیقت است تنها و تنها به خلاقیت ذهن و تلاشتان بستگی دارد.
مطمئن باشید...
به هیچ عنوان، به آدم های منفی گرا نزدیک نشوید، چون ناامیدی و منفی گرایی از خود ساطع می کنند.
 با ارزش ترین دارایی ما توانایی کسب درآمد است نه آن پولی که به دست می آوریم.
توانایی از دست نمی رود اما پول و ثروت ممکن است بارها از دست برود.
وقتی فکر می کنی که باید تسلیم بشی، به این فکر کن که چرا شروع کردی؟
برای حل مشکلات مالی بزرگ، شما نیاز به "اعتماد به نفس" دارید. یک پای هر موفقیتی در حل مشکلات، بدون شک "اعتماد به‌ نفس" است‎.
افرادی که نیازمند هوش مالی هستند
چه کسانی بیش از بقیه نیازمند هوش مالی هستند؟
کارمندان مثل یک معلم
خویش فرمایان مثل یک پزشکی که دارای مطب است.
صاحبان تجارت های بزرگ صاحب یک کارخانه تولیدی
سرمایه گذاران مثل سرمایه گذار بورس افرادی که دارای تجارت بزرگ هستند و افرادی که سرمایه گذار میباشند، بیش از 2 دسته اول نیازمند هوش مالی بالا می باشند. 
؟؟؟یک سوال؟؟؟ 
هوش مالی چیست؟
هوش مالی بخشی از هوش کلی ماست که برای حل مشکلات مالی از آن استفاده می کنیم. 
چیستی هوش مالی؟ 
هوش مالی بخشی از هوش کلی ماست که برای حل مشکلات مالی از آن استفاده می کنیم. مشکلات مالی رایج در دنیای امروز، تطبیق نداشتن درآمدها و هزینه های زندگی، نداشتن خانه شخصی، بدهکاری، هزینه های ماشین، هزینه های بهداشتی و درمانی و ... که با استفاده از هوش مالی می توان آنها را برطرف کرد.
اگر هوش مالی را در خود تقویت نکنیم روز به روز مشکلات وخیم تر و شرایط روز به روز سخت تر. 
واقعیت این است که پول تاثیر به سزائی بر سبک زندگی و کیفیت زندگی دارد. پول آسایش، آزادی زمانی و آزادی انتخاب می آورد. ولی بدست آوردن پول به تنهائی اگر با استفاده از هوش مالی نباشد منجر به ثروتمند شدن نمی شود.
این نکته را باید در نظر داشت که اگر بتوانید مشکلات مالی را حل کنید هوش مالی شما رشد می کند و وقتی هوش مالی رشد کند ثروتمند تر می شوید اما اگر مشکلات مالی را حل نکنید روز به روز فقیر تر می شوید، چون هوش مالی تان ضعیف می شود. 
هوش مالی، توانایی در سازش و تنوع در سازش است یعنی کسی که می تواند سه جور پول در بیاورد با هوش تر از کسی است که تنها یک جور پول درمی اورد.
اما مراقب باشید که پولدار شدن رویای شما نباشد بلکه "لذت بردن از پول"، رویایتان باشد
برای کسب موفقیت در هر کاری خصوصا کارآفرینی و در نتیجه کسب ثروت فراوان باید...با ما همرا شوید. 
از اشتباه کردن نهراسید تا زمانی که راهی برای برون رفت از اشتباه دارید اون هم با یک فکر ناب است
به این فکر کنید که می توانید به موفقیت بزرگ مالی برسید، کافیست که در مورد آن، بیندیشید.
توده مردم به اشتباه تصور میکنند پول، فقط با سخت کار کردن بدست می آید.
در صورتی که من ثروتمندان را افرادی جویای پول و در حال سخت کار کردن ندیدم.
تمام آنها زندگی راحت و آسوده ای داشتند، درحالی که بسیار بیشتر از افرادی که سخت برای پول کار میکنند، درآمد دارند.”
نتیجه:
پول فراوان درآوردن ربطی به سخت کوشی فراوان ندارد بلکه هوش مالی قوی می طلبد.
پول، همیشه پول نمی آورد!!! چه بسا، پول، بی پولی بیاورد.آنچه که دائما پول می آورد هوش ماست
“شما اگر برای پول کار کنید؛
نه تنها تا آخر عمرتان ثروتمند نخواهید شد،
بلکه برای همیشه درگیر مشکلات مالی خواهید بود"
تنها راه انجام یک کار بزرگ اینه که اون کار رو دوست داشته باشی.
انسان های بی هدف تا آخر عمر ابزار انسان های هدفمند هستند. پس سعی کنید ابزار نباشید.

همراه من سیدعلی محمدباشید